پاييز! رفتي و گوش هايم را بي نصيب گذاشتي…
چشمهايم مناظر بديع هزار رنگت را ديد،
پوستم لطافت قطره قطره هاي باران و هواي خنك پاييزي را لمس كرد،
زبانم مزه خرمالوي گس و رسيده و بيني م بوي خاك باران خورده را چشيد،
گوشهايم اما…در حسرت شنيدن خش خش برگ هاي پاييزي ماند…

فوق العاده بود،
متشكرم
فقط در سطر اول سايد وجود يك (،) بتونه به روانى مفهوم كمك كنه
*********
درست ميگي، خيلي ممنون درستش كردم
زيبا بود